الملا فتح الله الكاشاني

16

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

خدا تو را سلام مىرساند گفت على رسول اللّه مادامت السموات و الارض و عليك يا جابر بما بلغت السلام جابر گفت بعد از آن نزد او آمد و شد كردمى و از او مسايل حلال و حرام و شرايع و احكام پرسيدمى و آموختمى يكروز از من مسئله پرسيد گفتم و اللّه لما دخلت فى نهى رسول اللّه بخداى كه من داخل نشوم در آنچه رسول خدا مرا از آن نهى كرده چه مرا خبر داد كه اهل بيت من حليم‌ترين مردمانند چون خرد باشند و عالمترين ايشان چون بزرگ شوند ايشان را مياموزيد كه ايشان عالم‌تر از شما باشند گفت صدق جدى رسول اللّه بخداى كه من به اين مسئله از تو عالم‌ترم در كودكى علوم و حكمت را به من داده‌اند و اين از فضل خداوند است و رحمت او براى ما كه اهل بيتيم وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ و بگو اى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ببندگان كه بپابداريد نماز مفروضه را وَ آتُوا الزَّكاةَ و بدهيد زكات واجبه را وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ و فرمان بريد رسول را بهر چه فرمايد لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ شايد شما رحمة كرده شويد بعد از آن در بيان عجز كفار در دفع عذاب ميفرمايد كه لا تَحْسَبَنَّ مپندار اى محمد الَّذِينَ كَفَرُوا آنانرا كه نگرويدند به خدا و رسول مُعْجِزِينَ عاجز كنندگان مر خداى را در دفع عذاب او از خود فِي الْأَرْضِ در زمين و صحراها وَ مَأْواهُمُ النَّارُ و بازگشت ايشان آتش دوزخ است وَ لَبِئْسَ الْمَصِيرُ و هر آينه بد بازگشتيست آتش مر ايشان را از حيثيت شدة آلام از مقاتل مرويست كه اسماء بنت ابى مرشد را غلامى بود وقتى به خانه درآمد و اسماء بر حالتى بود كه نخواست كه غلام او را چنان ببيند پس از آمدن كراهة يافته برسول خداى معروض داشت كه اينغلامان و خدمتگاران ما در سراى ما مىآيند در اوقاتى كه ما را از آن كراهتست اين آيه آمد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ايگروه گرويدگان از مردان و زنان لِيَسْتَأْذِنْكُمُ بايد كه دستورى طلبند از شما الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ آنان كه مالك ايشانست دستهاى شما يعنى بندگان ذكور فقط و يا ذكور و اناث نزد بعضى وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ و آنان كه نيز نرسيده‌اند به حد احتلام مِنْكُمْ از شما يعنى كودكان آزاد نيز بايد كه طلب اذن كنند از شما براى درآمدن بخانهاى شما ثَلاثَ مَرَّاتٍ سه نوبة در هر شبانه روزى مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ يك بار پيش از نماز بامداد كه از خواب برخيزند و جامهء خلوت بيرون كرده ميخواهند كه لباس صحبت در پوشند وَ حِينَ تَضَعُونَ يك بار كه مىنهيد ثِيابَكُمْ جامهاى خود را مِنَ الظَّهِيرَةِ از وقت نيم روز براى